برای خیلیها وارد شدن به دنیای عشق و ازدواج میتواند به معنای ورود به یک دنیای پر از رنج و آسیب باشد. اما روانشناسان با این روایتهای ادیبانه میانه ای ندارند. آنها وابستگی عاطفیکه شما را رنج میدهد عشق نمیدانند.
اینها توهم عشق یا توهم رابطه ای شما هستند.
معمولا در زندگی هشدارهای زیادی دربارهی روابط و ازدواج به شما می شود. اما شما استثنا و با دیگران متفاوت هستید. قرار نیست سرنوشت دیگران برای شما تکرار شود و به همین دلیل، این توصیهها را با وجود آن که درست میدانید، درباره خودتان صادق نمیبینید.
توهم عشق اساطیری
شما و دوست یا نامزد یا همسرتان، عشقی اسطوره ای دارید که حلال همه مشکلات است و از آن گذشته، با درکی که از یکدیگر دارید، میتوانید تفاوتهایتان را حل کنید. اگر این چیزی است که شما دربارهی رابطهتان فکر میکنید، کمی دست نگه دارید.
این مطلب درست مختص شماست. برخی از این توصیهها برای روابط دوستی هم هست.

برخی از دوستیهای امروز در جامعه ما از ازدواج ها هم ازدواجتر هستند. انقدر که افراد برای خودشان نقش درست میکنند و در رابطه دوستیشان جا میدهند. انگار فرد به نوعی در ذهن خودش با طرف مقابل ازدواج کرده باشد. به همین واسطه هم همان انتظارات را دارد.
انتظاراتی که باید سراغ آن را از یک رابطه ازدواجی گرفت نه یک رابطه دوستی. بنابراین باید مراقب بود که در مقابل محبتی که به شما هر روز تعارف میکنند، چه چیزی را انتخاب میکنید و چه چیزی را رد میکنید.
شکی نیست که افراد با یکدیگر متفاوتاند و در شرایط مختلفی قرار میگیرند که مشابه شرایط دیگران نیست و نمیتوان یک نسخه را برای همه پیچید. با این حال، تصور قهرمان بودن و استثنا بودن، توجیهی است که خیلی وقتها برای کارهای خود میآوریم.
این که فکر میکنیم ما از پس این مساله بر میآییم، عشق ما (یا درستتر توهم عشق ما) با بقیه عشقها متفاوت است، تجربه ما، سازگاری ما و آیندهای که ما ترسیم کرده ایم با بقیه فرق دارد و… بدون شک حداقل یک بار به ذهن تمام کسانی که شکست را در رابطهشان تجربه کرده رسیده است.
هر قدر رویاییتر به رابطهتان فکر کنید و خود را استثنا ببینید، خطر دور شدن از واقعیات در شما بیشتر می شود و احتمال شکستتان بالاتر میرود. در اینجا رایج ترین توهمات رابطهای یا توهم عشق را به شما معرفی می کنم.
مهم ما دو نفر هستیم (فقط خودمون رو عشقه)
ازدواج پیوند شما دو نفر نیست. پیوند دو خانواده و دو فرهنگ متفاوت است. بنابراین اگر اختلاف فرهنگی دارید، اگر خانوادههایتان مخالف این ازدواج هستند، فکر نکنید آنها حق اظهار نظر ندارند و باید در حاشیه باشند تا شما و نامزدتان به هم برسید.
حتی مهمتر از آن، زرنگ بازی در نیاورید و به خانوادههایتان اطلاعات غلط ندهید تا به خیال خودتان همه چیز را کجدار و مریز طی کنید و این وصلت سر بگیرد.
وقتی بعد از ازدواج تفاوتها آشکار شد یا واقعیتهایی که پنهان کرده بودید برملا شدند، روزهای طوفانی زندگی شما هم شروع میشوند. یادتان باشد در فرهنگ ایرانی تا ابد نمیتوان از مادر و پدر عروس و داماد خواست که در انتخاب عروس یا داماد خود منفعل عمل کنند و دخالتی نداشته باشند.
توهم عشق و همه چیز را با هم درست میکنیم
دوست یا نامزد شما، جوان است و آینده دار. اما هیچ آمادگیای برای ازدواج ندارد. شغلی ندارد و هنوز درسش را تمام نکرده. سربازی نرفته، پس اندازی ندارد و تجربه شغلی هم نداشته است. با این حال جوان است و آینده از آن جوان هاست.
بنابراین به خودتان میگویید با کمک هم زندگی را میسازیم. این جمله بسیار درست و عاشقانه و منطقی است اما فکر میکنید در شرایط شما امکان پذیر است؟
برای آن که بتوانید بگویید همه چیز درست میشود و ما هر دو جوان هستیم و آیندهدار، باید مقدماتی فراهم باشد و حداقلهایی را داشته باشید.
جوانی که بلوغ کافی برای ازدواج را کسب نکرده، آمادگی وارد کردن یک فرد دیگر و پذیرفتن مسئولیت یک زندگی واقعی را ندارد. بنابراین مراقب باشید که یک جمله درست را در جای درست به کار ببرید نه در شرایط ناقص و ناممکن!
برای آن که بتوانید بگویید همه چیز درست میشود و ما هر دو جوان هستیم و آیندهدار، باید مقدماتی فراهم باشد و حداقلهایی را داشته باشید.
جوانی که بلوغ کافی برای ازدواج را کسب نکرده، آمادگی وارد کردن یک فرد دیگر و پذیرفتن مسئولیت یک زندگی واقعی را ندارد. بنابراین مراقب باشید که یک جمله درست را در جای درست به کار ببرید نه در شرایط ناقص و ناممکن!
ازدواج کند خوب میشود!
بگذارید رک و راست بگوییم. اعتیاد، اخلاق بد، انحراف اخلاقی و جنسی، عصبانی بودن، بیماریها و اختلات روانی، هیچ کدام با ازدواج درمان نمیشوند. ازدواج درمانگاه نیست و هیچ پزشکی نمیتواند چاره بیماریها و اختلالات یک فرد را در ازدواج کردن او ببیند.
ازدواج نیاز به بلوغ و آمادگی روانی و شخصیت سالم دارد. شاید آرامش حاصل از ازدواج بتواند تاثیرات مثبتی روی روحیات فرد بگذارد اما کسی را تغییر نخواهد داد و اگر تغییری هم دیده شود موقتی و سطحی است. با توهم عشق عمر خود را تلف نکنید.
ازدواج از یک فرد سالم مرد و زنی قویتر می سازد اما هرگز یک فرد بیمار و مشکل دار را سالم نخواهد ساخت.
عوضش میکنم!
هیچ کسی حاضر نیست به خاطر فشار فرد دیگری خودش را تغییر دهد. افراد، وقتی به سن ازدواج میرسند معمولا آنقدر بالغ هستند که شخصیتشان را شکل گرفته بدانند و نخواهند عوض شوند.
بنابراین اگر رفتارهای طرف مقابل را نمیپسندید یا تفاوت مذهبی، تفاوت ظاهری، تفاوت رفتاری و شخصیتی دارید، به امید تغییر دادن طرف مقابل تن به این ازدواج ندهید.
قیافه برای من مهم نیست!
شاید خیلی در بند ظواهر نباشید اما پسندیدن چهره شرط کلیدی ازدواج است. هیچکس نمیتواند با همسری که قیافه او را نمیپسندد زندگی کند. چون نزدیکترین روابط فیزیکی شما با ایشان خواهد بود.
حتی اگر این همسر بهترین خصوصیات اخلاقی را داشته باشد. ظاهر طرف مقابل باید برای شما خوشایند باشد و نسبت به او کشش پیدا کنید.
ممکن است این ظاهر با معیارهای زیبایی پسندانه دیگران منطبق نباشد. ایرادی ندارد. مراقب بی نقصگراییهای زیبایی شناسانه باشید. زیبایی امری شخصی است.
تو باعث شدی ( استراتژی تولید احساس گناه)
فرد وقتی میداند که رابطهاش به مشکل خورده و یا در حال اتمام است و یا نتیجهی دلخواه خودش را نگرفته است، شروع میکند به مقصریابی و زیر سوال بردن.
به جای پذیرش واقعیت رابطه، که افراد به هیچ عنوان قرار نیست زجر بکشند و با هم باشند و یکی از ابعاد رابطه، ایجاد آرامش است، تبدیل به ضد آرامش میشوند.
فرد مدام یک سوژه پیدا میکند از گذشته، حال و یا حتا دیالوگهای طرف مقابل، و آن را ابزاری میکند برای زیر سوال بردن طرف مقابل و کشاندن او به بازی عاطفی تو باعث شدی.
فرد با مقصر جلوه دادن اینکه باعث احساسات امروز من طرف مقابل است نه خودم میخواهد از مسئولیت خودش سر باز بزند و از طرف مقابل باج بگیرد. فراموش نکنید احساسات مال شماست پس مراقبتش هم کار شماست. به اندازه از آن خرج کنید.
دوستی های ازدواج گونه!
ما دوستیم. این جلد بیرونی رابطه است. در شکل عمومی دوست هستید اما کارهایتان و رفتارهایتان برای یک رابطه ازدواجی است. شدت احساساتتان، ایده آل سازی، خوابهایتان، توقعات و انتظاراتتان. طرف مقابل، تقصیری ندارد اگر شما در ذهنتان با او ازدواج کردهاید بدون شواهد بیرونی واقعی.
اگر با همین شیوه پیش بروید دیر یا زود سرتان به سنگ خواهد خورد و حالتان بد خواهد شد. لزوماه هر رابطهای نباید به ازدواج ختم شود.
مراقب توهم عشق باشید و حد و مرزتان را نگه دارید. بگذارید رابطه مسیر منطقی دوستی را طی کند. هیجانات شما شاید بیمارگونه باشد. آنها را وارد رابطهتان نکنید. نبض رابطه را بهم میریزید.
تا به صورت واقعی از شما خواستگاری نشده و یا با بررسی شرایطتان به این نتیجه نرسیدهاید از طرف مقابل خواستگاری نکنید. دوستی فقط دوستی است و قابل قیاس با زندگی زیر یک سقف نیست. توهم ازدواج در ذهنتان را کنترل کنید.
به خواستههای طرف مقابل احترام بگذارید اگر واقعا دوستش دارید. اما اگر خودتان را ارجح میدانید ادعای عاشقی نکنید. به اندازهای با طرف مقابلتان به توافق رسیدهاید، در واقعیت و رویا حرکت کنید و بیشتر از آن پیش نروید. اگر هم این کار را کردید، شهامت عواقبش را داشته باشید.
اشک تان را در میآورد؟
با فکر کردن به او بغض گلویتان را میگیرد و این عشق به جای آنکه انرژیتان را بیشتر کند به غمهایتان افزوده است؟

دستتان به کار نمیرود، میلی به بودن در کنار دیگران ندارید و تنها یک اتاق ساکت میخواهید که در آن به غم عشقتان پناه ببرید؟
اگر این رابطه شما را به گروه عاشقهای بدحال وارد کرده و همراه با حس دوست داشتن، احساسات تلخ و متناقضی را تجربه میکنید بهتر است نام «عشق» را روی این حال و هوایتان نگذارید. شاید آن را با توهم عشق اشتباه گرفتید.
دوستداشتنی که با بدحالی همراه میشود، عشق نیست بلکه حسی است که نیاز روان آسیب دیده شما به خودآزاری را برآورده میکند.
اگر عشق در زندگی شما ابزاری برای زجر کشیدن است، بهتر است به جای پر و بال دادن به آن از یک روانشناس وقت ملاقات بگیرید. احساس دوست داشتنی که بعد از شدت گرفتن نام عشق را به خود میگیرد، قرار نیست شما را از پا در بیاورد بلکه باید انرژی تازهای را به زندگی تان تزریق کند.
ماندگار کردن فرد مقابلتان در رابطه و سرازیر کردن محبت نامحدود و بی قید و شرط به سمتش به معنای وارد شدن شما به یک رابطه عاشقانه نیست. عشق هیچ وقت نمیتواند یک طرفه ایجاد شود یا دوام بیاورد.
در عشق ذوب شده اید؟ یا دچار توهم عشق شدید؟
فکر می کنید کسی که حالا کنارتان است، تنها مردی یا زنی است که میتواند خوشبختتان کند. احساس میکنید هر روز که میگذرد جام عشقتان لبریزتر میشود و تصور میکنید هیچ اتفاقی و هیچ تغییری نمیتواند این حس را از شما بگیرد.
گرفتار شدن در احساسی که تصور میکنید پایان ناپذیر است به معنای عاشق بودن شما نیست. متاسفم که ناامیدتان میکنم اما عشق رمانتیک واقعا متعلق به قصههاست. عشق نمیتواند به شرایط و تغییراتی که فرد مقابلتان میکند بیارتباط باشد.
اگر فرد مقابلتان شما را آزار دهد، سرد شود یا به شما پشت کند، باز هم نمیتوانید به بهانه غرق بودن در عشق او را از رفتارهایش جدا کنید و تصویری که خودتان از او ساختهاید را ستایش کنید.
عاشق شدن حسی نیست که از ناکجا یک دفعه به قلب شما الهام شود. برای آنکه چنین احساسی در شما ایجاد شود و بتوانید آن را حفظ و پربارتر کنید باید دلایلی هم داشته باشید. مهارتها و زمینههایی را باید داشته باشید. و هوشمند باشید. با توهم عشق، خود را عاشق ندانید.
ضرب المثل «خدا یکی، یار یکی» را فراموش کنید و تصور نکنید کسی که در نگاه اول شبیه مرد و یا زن رویاهایتان بوده در هر شرایطی میتواند مرد و زن زندگیتان باقی بماند.
به آزارهایش وابستهاید؟
اگر بعد از جدا شدن از همسر یا نامزدتان و یا حتا دوستتان در خیال آزارهایی که به شما میرساند غرق میشوید و حتی برای ناسزا گفتنها، بی وفاییها و سردیهایش دلتنگ میشوید، به احساسی که دارید شک کنید. «جلاد عشق» هیچ شباهتی به احساس آرامش بخش دوست داشتن که میتواند به زندگیتان رنگ دهد، ندارد.
در چنین رابطه ای، این عاشق نیست که با تاثیر گذاشتن بر شما و زندگیتان محبت شما را از آن خود میکند بلکه این شما هستید که به خاطر خلاها و ضعفهایی که دارید به یک رابطه آزاردهنده و بیمارگونه نیاز پیدا میکنید.
یک بار این احساس را برای خود تعریف کنید و بگویید وقتی از عشق حرف میزنید از چه حرف میزنید؟ توهم عشق! اگر از عهده پاسخ دادن به این سول برنمیآیید، بیشتر مراقب باشید.
شما ممکن است هر حس متفاوتی را با عشق اشتباه بگیرید و دچار توهم عشق شوید یا آن را از روی احساسات دیگران کپی کنید، یعنی با دیدن عاشقهای آزار دیده اطرافتان تصور کنید این احساس واقعا همان چیزی است که آدمهای آسیب دیده اطرافتان در حال تجربه آن هستند.
کمبودهایتان را جستجو می کنید؟
وقتی صحبت از عشق و نه توهم عشق به میان می آید، در ذهن اغلب ما رابطهای تداعی میشود که بتواند جای تکههای گمشده پازل زندگیمان را پر کند.
اگر پیش از این از محبت بیبهره بودهاید به دنبال یک عاشق مهربان و همیشه بخشنده میگردید و اگر هیچ کس در سالهای کودکی و بعد از آن بر رفتارها و زندگیتان نظارت نکرده باشد و آزادی بیقید و شرطتان را محدود نکرده باشد، احتمالا به دنبال یک عاشق مقتدر میگردید که تک تک رفتارهای شما را زیر ذره بین بگذارد.
اگر احساس میکنید در زندگیتان آن طور که میخواستید حمایت نشدهاید و کسی از شما مراقبت نکرده، احتمالا به یک مرد کنترلگر یا زن کنترلگر که زیانش در ابتدا آغشته به محبت است دل میبندید اما صبر کنید. نیاز شما به کنترل شدن به معنای عاشق بودنتان نیست.
شریکی که برای زندگی تان انتخاب می کنید باید در کنار شما قرار بگیرد نه در مقابل تان. پس نام نیازتان به کنترل شدن را عشق نگذارید. اول خودتان را تعمیر کنید بعد رابطه بگیرید. رابطه جای تعمیر کردن شما نیست. اما جای رشد و یادگیری هست.
















