هرچه بیشتر به روشنایی و آگاهی نزدیک شویم، بخشهای پنهانتری از وجودمان آشکار میشوند؛ بخشهایی که روانشناسان از آن با عنوان «سایه» یاد میکنند. این مقاله سفری است به عمق خودشناسی واقعی؛ مواجهه با سایه درون، عبور از خود ناکافی، و رسیدن به معنای زندگی.
فراموش نکنیم هرچه بیشتر به روشنایی نزدیک شویم ، سایه های درون خودمان را شفافتر میبینیم.
هیچ پدیده قدسی در مواجهه با خود نداریم، ما واقعیتی تاریک و روشن هستیم، سایه هایی است که هنوز ندیده یا نپذیرفتهایم، که میزان آگاهی مان از این تاریکی ها و روشنیها تعیین کننده آرامش و آسودگی ما خواهد بود
خودشناسی واقعی یعنی چه؟
اینکه روایت شما از خودتان چقدر واقعی است و چقدر همه ابعاد وجودیتان را می بینید و با آنها آشنا هستند یکی از جدیترین پیامدهای خودشناسی واقعی است. من به روایت من، همیشه گرفتار چیزهایی ست که یا اضافه ست یا دچار کمبود!
خودشناسی واقعی یعنی چه؟ یعنی پذیرفتن هم روشنایی و هم سایه؛ یعنی دیدن خودِ کامل، نه خودِ مطلوب.
وقتی به مسیر روشنایی پا میگذاریم ترس های زیستن در جهان تاریک و عادت های بدکارکرد و ناکارآمدی های رفتاری و هیجانی نمیگذارد نیاز به خود ارزشمندی را در ما عقیم میگذارد.
چرا خودشناسی دردناک است؟ چون روشنایی، نهفقط زیبایی، که زخمها و سایهها را نیز روشن میکند.
سایههایی که در مسیر روشنایی آشکار میشوند
روانشناسانی مانند یونگ و دبی فورد، این تاریکیها را «سایه» مینامند؛ بخشهایی از روان که اگر به آنها آگاه نشویم، به جای ما زندگی را هدایت میکنند.
حال شاید خوش شانس باشیم و رویدادی یا معلمی یا عشقی و یا معنایی ما را به راه کفایت و رشد هدایت کند.
سایه درون چیست و چطور آن را بشناسیم؟
باید دانست که نیاز به خود ارزشمندی، جادهی شخصی هر فرد به سوی معنا در بعد درونی ست.
این شدیدا مهم است که احساس کنید فردی با کفایت و اثرمندی هستیم و در مسیر ۴ بعد کلیدی داشتن معنای زندگی کنیم.
چهار بعد معنا در زندگی و نقش خودارزشمندی
هدف ها، ارزشها، کارایی، و خودارزشمندی این ۴ اصل بنیادین معنای زندگی وقتی محقق میشوند که شما درکی واقعی و نه فانتزی از خودتان داشته باشید.
این تجربه رسیدن به ۴ اصل معنا در زندگی به ما کمک میکند مسیر رهایی از خود ناکافی را عمیق تر و سریعتر طی کنیم.
رابطه خودشناسی و معنای زندگی از لحظهای آغاز میشود که ما با سایههای نادیدهمان مواجه میشویم، نه از آنها فرار میکنیم.
پذیرش سایه چیست؟ یعنی اجازه دهیم دردها، ترسها و ضعفهایمان وارد آگاهی شوند و با آنها زیست کنیم.
آگاهتر که میشویم، رنجمان هم عمیقتر میشود
همیشه در رسیدن به روشنایی و نور و یا بهتر بگویم آگاهی و کشف، سخت ترین و تاریک ترین ابعاد وجودی ما به آگاهی ما حمله میکند. سختترین بخشهای سایه درونی ما در مسیر آگاهی به سطح میآیند و آزارمان میدهند.
مراحل رسیدن به خودارزشمندی زمانی آغاز میشود که شما دیگر از سایه خود نترسید، بلکه آن را بخشی از مسیر رشد ببینید.
نباید اجتناب کرد
نباید ترس داشت
نباید تسلیم شد
و
نباید جبران کرد
تنها باید عمیق تر و مشفقانه تر و مصمم تر با روشنایی
قدم زد و زیست و با واقعیت های زندگی، حتا با همه تاریکی هایشان، مواجه شد و پذیرفت و گذشت.
این خاصیت این نبرد زیستن است؛ نبردی با سایه، برای رسیدن به نور.
















