مرگ آگاهی و تعویق زندگی: زیستن اصیل در لحظه حال

پیمان رحیمی نژاد

روان‌شناس و‌ پژوهشگر روانشناسی مثبت اگزیستانسیال

رشد فردی|رابطه|روانشناسی|مقالات
بدون دیدگاه
تصویر استعاری مرگ آگاهی و زیستن در لحظه حال در روانشناسی اگزیستانسیال

مرگ آگاهی و تعویق زندگی: زیستن اصیل در لحظه حال

پیمان رحیمی نژاد

روان‌شناس و‌ پژوهشگر روانشناسی مثبت اگزیستانسیال

رشد فردی|رابطه|روانشناسی|مقالات
بدون دیدگاه

مرگ آگاهی به ما یادآوری می‌کند که زندگی محدود و هر لحظه یگانه است. این مقاله در پرتو روانشناسی اگزیستانسیال و فلسفه خیام نشان می‌دهد چگونه می‌توان از تعلل و اهمال کاری فاصله گرفت و در لحظه حال اصیل زندگی کرد.

آری، به‌نوعی، زندگی را به تعویق انداخته‌ایم.
نه به تعویق افتادنِ نفس کشیدن یا راه رفتن،
بلکه تعویقِ زیستن.

ما زندگی را در آینده‌ای موهوم خلاصه کرده‌ایم:
وقتی که شرایط بهتر شد،
وقتی که کارمان سبک‌تر شد،
وقتی که دل‌مشغولی‌ها کمتر شد،
وقتی که «زمانش رسید»…

اما آن «وقتی» شاید هرگز نیاید.
و در این میان، لحظه‌های واقعی،
آن‌هایی که باید زندگی می‌شدند،
یکی‌یکی می‌میرند،
در سکوتی شبیه همان «هرگز دیگر» کلاغ آلن پو.

چرا زندگی را به تعویق می‌اندازیم؟

مرگ همیشه بوده، همیشه هست.
اما فقط انسان است که می‌داند می‌میرد.
و عجیب آن‌که همین دانایی را هم فراموش می‌کند
وقتی روزها را در تأخیر می‌گذراند
و زندگی را به فردایی که تضمینی ندارد، حواله می‌دهد.

مرگ آگاهی چیست و چه نقشی در زندگی دارد؟

ما با مرگ آشنا هستیم،
اما از آن می‌گریزیم.
به جای آن‌که آگاهی از مرگ را به انگیزه‌ای برای زیستنِ اصیل تبدیل کنیم،
اجازه می‌دهیم ترسش ما را در خلسه‌ای از تعویق فرو ببرد.

مرگ آگاهی و زیستن در لحظه حال

خیام فریاد می‌زند:
«این لحظه را دریاب!»
نه برای خوش‌باشی پوچ،
بلکه برای این‌که بدانی هیچ لحظه‌ای «تکرار» نمی‌شود.
هر نفس، هر نگاه، هر لمس،
تنها یک بار است — و پس از آن، «هرگز دیگر».

فلسفه خیام و دعوت به زندگی اصیل

زندگی، در ذات خود، مهلتی محدود است.
پس اگر منتظر روزی خاص، شرایطی خاص،
یا آرامشی خاص برای آغاز زندگی هستی،
بدان: زندگی منتظر تو نخواهد ماند.

چگونه اصیل زندگی کنیم در روانشناسی اگزیستانسیال

شاید پرسش درست این نباشد که
«زندگی را به تعویق انداخته‌ایم؟»
بلکه این باشد که:
تا کی می‌خواهیم آن را عقب بیندازیم؟

مرگ آگاهی به ما یادآوری می‌کند که زندگی محدود و هر لحظه یگانه است. این مقاله در پرتو روانشناسی اگزیستانسیال و فلسفه خیام نشان می‌دهد چگونه می‌توان از تعلل و اهمال کاری فاصله گرفت و در لحظه حال اصیل زندگی کرد.

آری، به‌نوعی، زندگی را به تعویق انداخته‌ایم.
نه به تعویق افتادنِ نفس کشیدن یا راه رفتن،
بلکه تعویقِ زیستن.

ما زندگی را در آینده‌ای موهوم خلاصه کرده‌ایم:
وقتی که شرایط بهتر شد،
وقتی که کارمان سبک‌تر شد،
وقتی که دل‌مشغولی‌ها کمتر شد،
وقتی که «زمانش رسید»…

اما آن «وقتی» شاید هرگز نیاید.
و در این میان، لحظه‌های واقعی،
آن‌هایی که باید زندگی می‌شدند،
یکی‌یکی می‌میرند،
در سکوتی شبیه همان «هرگز دیگر» کلاغ آلن پو.

چرا زندگی را به تعویق می‌اندازیم؟

مرگ همیشه بوده، همیشه هست.
اما فقط انسان است که می‌داند می‌میرد.
و عجیب آن‌که همین دانایی را هم فراموش می‌کند
وقتی روزها را در تأخیر می‌گذراند
و زندگی را به فردایی که تضمینی ندارد، حواله می‌دهد.

مرگ آگاهی چیست و چه نقشی در زندگی دارد؟

ما با مرگ آشنا هستیم،
اما از آن می‌گریزیم.
به جای آن‌که آگاهی از مرگ را به انگیزه‌ای برای زیستنِ اصیل تبدیل کنیم،
اجازه می‌دهیم ترسش ما را در خلسه‌ای از تعویق فرو ببرد.

مرگ آگاهی و زیستن در لحظه حال

خیام فریاد می‌زند:
«این لحظه را دریاب!»
نه برای خوش‌باشی پوچ،
بلکه برای این‌که بدانی هیچ لحظه‌ای «تکرار» نمی‌شود.
هر نفس، هر نگاه، هر لمس،
تنها یک بار است — و پس از آن، «هرگز دیگر».

فلسفه خیام و دعوت به زندگی اصیل

زندگی، در ذات خود، مهلتی محدود است.
پس اگر منتظر روزی خاص، شرایطی خاص،
یا آرامشی خاص برای آغاز زندگی هستی،
بدان: زندگی منتظر تو نخواهد ماند.

چگونه اصیل زندگی کنیم در روانشناسی اگزیستانسیال

شاید پرسش درست این نباشد که
«زندگی را به تعویق انداخته‌ایم؟»
بلکه این باشد که:
تا کی می‌خواهیم آن را عقب بیندازیم؟

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

در نشر آگاهی سهیم باشیم.

این مطلب رو با دوستانتان همرسانی کنید:

مطالب پیشنهادی

مرگ آگاهی به ما یادآوری می‌کند که زندگی محدود و هر لحظه یگانه است. این مقاله در پرتو روانشناسی اگزیستانسیال و فلسفه خیام نشان می‌دهد چگونه می‌توان از تعلل و اهمال کاری فاصله گرفت و در لحظه حال اصیل زندگی کرد.

آری، به‌نوعی، زندگی را به تعویق انداخته‌ایم.
نه به تعویق افتادنِ نفس کشیدن یا راه رفتن،
بلکه تعویقِ زیستن.

ما زندگی را در آینده‌ای موهوم خلاصه کرده‌ایم:
وقتی که شرایط بهتر شد،
وقتی که کارمان سبک‌تر شد،
وقتی که دل‌مشغولی‌ها کمتر شد،
وقتی که «زمانش رسید»…

اما آن «وقتی» شاید هرگز نیاید.
و در این میان، لحظه‌های واقعی،
آن‌هایی که باید زندگی می‌شدند،
یکی‌یکی می‌میرند،
در سکوتی شبیه همان «هرگز دیگر» کلاغ آلن پو.

چرا زندگی را به تعویق می‌اندازیم؟

مرگ همیشه بوده، همیشه هست.
اما فقط انسان است که می‌داند می‌میرد.
و عجیب آن‌که همین دانایی را هم فراموش می‌کند
وقتی روزها را در تأخیر می‌گذراند
و زندگی را به فردایی که تضمینی ندارد، حواله می‌دهد.

مرگ آگاهی چیست و چه نقشی در زندگی دارد؟

ما با مرگ آشنا هستیم،
اما از آن می‌گریزیم.
به جای آن‌که آگاهی از مرگ را به انگیزه‌ای برای زیستنِ اصیل تبدیل کنیم،
اجازه می‌دهیم ترسش ما را در خلسه‌ای از تعویق فرو ببرد.

مرگ آگاهی و زیستن در لحظه حال

خیام فریاد می‌زند:
«این لحظه را دریاب!»
نه برای خوش‌باشی پوچ،
بلکه برای این‌که بدانی هیچ لحظه‌ای «تکرار» نمی‌شود.
هر نفس، هر نگاه، هر لمس،
تنها یک بار است — و پس از آن، «هرگز دیگر».

فلسفه خیام و دعوت به زندگی اصیل

زندگی، در ذات خود، مهلتی محدود است.
پس اگر منتظر روزی خاص، شرایطی خاص،
یا آرامشی خاص برای آغاز زندگی هستی،
بدان: زندگی منتظر تو نخواهد ماند.

چگونه اصیل زندگی کنیم در روانشناسی اگزیستانسیال

شاید پرسش درست این نباشد که
«زندگی را به تعویق انداخته‌ایم؟»
بلکه این باشد که:
تا کی می‌خواهیم آن را عقب بیندازیم؟

مرگ آگاهی به ما یادآوری می‌کند که زندگی محدود و هر لحظه یگانه است. این مقاله در پرتو روانشناسی اگزیستانسیال و فلسفه خیام نشان می‌دهد چگونه می‌توان از تعلل و اهمال کاری فاصله گرفت و در لحظه حال اصیل زندگی کرد.

آری، به‌نوعی، زندگی را به تعویق انداخته‌ایم.
نه به تعویق افتادنِ نفس کشیدن یا راه رفتن،
بلکه تعویقِ زیستن.

ما زندگی را در آینده‌ای موهوم خلاصه کرده‌ایم:
وقتی که شرایط بهتر شد،
وقتی که کارمان سبک‌تر شد،
وقتی که دل‌مشغولی‌ها کمتر شد،
وقتی که «زمانش رسید»…

اما آن «وقتی» شاید هرگز نیاید.
و در این میان، لحظه‌های واقعی،
آن‌هایی که باید زندگی می‌شدند،
یکی‌یکی می‌میرند،
در سکوتی شبیه همان «هرگز دیگر» کلاغ آلن پو.

چرا زندگی را به تعویق می‌اندازیم؟

مرگ همیشه بوده، همیشه هست.
اما فقط انسان است که می‌داند می‌میرد.
و عجیب آن‌که همین دانایی را هم فراموش می‌کند
وقتی روزها را در تأخیر می‌گذراند
و زندگی را به فردایی که تضمینی ندارد، حواله می‌دهد.

مرگ آگاهی چیست و چه نقشی در زندگی دارد؟

ما با مرگ آشنا هستیم،
اما از آن می‌گریزیم.
به جای آن‌که آگاهی از مرگ را به انگیزه‌ای برای زیستنِ اصیل تبدیل کنیم،
اجازه می‌دهیم ترسش ما را در خلسه‌ای از تعویق فرو ببرد.

مرگ آگاهی و زیستن در لحظه حال

خیام فریاد می‌زند:
«این لحظه را دریاب!»
نه برای خوش‌باشی پوچ،
بلکه برای این‌که بدانی هیچ لحظه‌ای «تکرار» نمی‌شود.
هر نفس، هر نگاه، هر لمس،
تنها یک بار است — و پس از آن، «هرگز دیگر».

فلسفه خیام و دعوت به زندگی اصیل

زندگی، در ذات خود، مهلتی محدود است.
پس اگر منتظر روزی خاص، شرایطی خاص،
یا آرامشی خاص برای آغاز زندگی هستی،
بدان: زندگی منتظر تو نخواهد ماند.

چگونه اصیل زندگی کنیم در روانشناسی اگزیستانسیال

شاید پرسش درست این نباشد که
«زندگی را به تعویق انداخته‌ایم؟»
بلکه این باشد که:
تا کی می‌خواهیم آن را عقب بیندازیم؟

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

در نشر آگاهی سهیم باشیم.

این مطلب رو با دوستانتان همرسانی کنید:
Tags: آگاهی از مرگ, پذیرش مرگ, تعلل و اهمال کاری, روانشناسی اگزیستانسیال, زندگی هشیارانه, زیستن اصیل, فلسفه خیام, لحظه حال, مرگ آگاهی

مطالب پیشنهادی