با اینکه او را اینقدر دوست دارم اما نمی دانم چرا اذیتش میکنم؟ بعدش هم خیلی از دست خودم شاکی می شوم و احساس عذاب وجدان دارم اما باز هم این کار زشتم را تکرار میکنم. اینها بخشی از افکار بسیاری از ما در مواجهه با معشوق مان است خواه او در یک رابطه دوستی باشد با ما یا همسر ما باشد.
برای مطالعه مقالات بیشتر در این زمینه، می توانید به قسمت رابطه و ازدواج یه سر بزنید.
آزار معشوق چه ارتباطی با گاز گرفتن پستان مادر در نوزادی دارد؟
این که ما نسبت به کسی یا کسانی که بیشتر دوست داریم رفتارهای مراقبتی کمتری داریم و انگار بلد نیستیم مراقب آنها باشیم مسالهی بسیار بغرنجی است. در این حالت از دیگران بیشتر مراقبت میکنیم و به آنها توجه میکنیم تا کسانی که در حلقههای اول دایره کیفی ما هستند و دوستشان داریم.
براستی چرا باید در یک رابطه به معشوق مان رنج بدهیم؟ دلیل این همه انتظار چیست؟ چرا همه اخلاق های افتضاح، رفتارهای بی کیفیت و رفتارهای اشتباه ما نصیب معشوقمان میشود؟
رابطه مادر هنگام شیر دادن نوزاد
در توصیف این مساله رویکرد روانکاوی پاسخ های دقیقی به ما میدهد. آنها تاکید داردند سازمان شخصیت ما از خودآگاه و ناخودآگاه تشکیل شده است که در طول دوران کودکی و نوجوانی ما ساخته میشود.
بنا بر این شیوه های تربیت و کیفیت دوران کودکی ما میتواند آیندهی ما را تحت تاثیر خودش قرار بدهد. روانکاو و روانشناس معروف و توانا دونالد وینیکات برای توضیح چنین وضعیتی، ما را به دوران کودکی میبرد تا به ما بگوید که کجای زندگی گیر کردهایم که چنین اتفاقی میافتد.
در تحلیل این مساله باید گفت وقتی ما به دنیا میآییم درک درستی از آنچه در حال رخ دادن است نداریم.
برای نوزاد تنها راه سنجش وضعیت بیرونی، دهان خودش و پستان مادرش است. رابطهی نوزاد و پستان اولین و یکی از تعیین کنندهترین روابط ما با دنیای بیرون است. نوزاد وقتی در حال شیر خوردن از پستان است، نیاز دارد تا بفهمد چقدراین وضعیت پایدار است.
او درک درستی از جهان نداشته و ناامنی و احساس تعلیقی که در هر لحظه تجربه میکند، او را وادار میکند تا پایداری وضعیتها را بسنجد.

گاز گرفتن پستان مادر، ملاک سنجش امنیت
شیر خوردن یک وضعیت با ثبات و «خوب» است و او نیاز دارد تا بفهمد این وضعیت خوب چقدر میتواند دوام داشته باشد. برای این کار نوزادان غالباً پستان مادر را گاز میگیرند. این احتمالاً تجربهی آشنایی برای مادران است.
سینهی مادر اولین و جدی ترین ملاک برای سنجش امنیت دنیاست. این رفتار توام با پرخاشگری کودک نسبت به همان منبع حیات و گرمی و مراقبت مبنای بسیاری از اتفاقات آینده است.
پرخاشگری کودک معطوف میشود به ابژهای که به او عشق میورزد. نوزاد برای داشتن احساس اطمینان و اعتماد به جهان دست به چنین تجربه ای میزند. اما این ماجرا طرف دیگری هم دارد.
پاسخ مادر به گاز گرفتن سینه در زمان شیر دادن به نوزاد
مادر کودک چطور رفتار میکند؟ بعضی مادران که درد این گاز گرفتن را با صبوری پاسخ میدهند این پیام را به نوزادش میدهد که دنیای بیرون «خوب» و با ثبات است، حتا اگر گاهی به آن خشم بورزی.
اما بعضی مادرها این گاز گرفتن را تحمل نمی کنند و با پرخاشگری به نوزاد پاسخ میدهند یا او را از توجه و نوازش و شیر خوردن محروم کند، گویی این پیام را به کودک میدهد که دنیای بیرون خوب و پایدار و همیشه ثابت نیست و میتواند به فضایی بسیار ناامن و سراسر تهدید تبدیل شود.
وینیکاتِ روانشناس میگوید:
دلیل آزار رسانی ما به کسانی که دوست میداریم این علت است که «پایداری و ثبات ابژه» در روان ما نهادینه نشده است.
عدم پایداری و ثبات ابژه
به خاطر این است که ما هر لحظه انتظار میکشیم که وضعیت خوب از بین خواهد رفت. برای اینکه ما ابژهها را پایدار در نظر بگیریم، نیاز داریم تا در آن دورهی حساس، والدینی پاسخگو و تابآور داشته باشیم.
وینیکات بسیار هوشمندانه از ایده ی خود حرف میزند: او میگوید کودک مادرش را پس از تلاش برای نابودی مادر (توسط گاز گرفتن) کشف میکند. کودکی که والدش اینگونه صبور نیست دچار یک نوع سردرگمی و احتمالاً تمایزنایافتگی عشق از خشونت میشود.
چنین فردی در بزرگسالی نیز همچنان احتیاج دارد تا میزان پایداری موضوعات عینی که دوست دارد را بسنجد، چرا که در دورهی حساس کودکی نتوانسته به این کارکرد دست یابد.
سنجش پایداری رابطه
چنین فردی در بزرگسالی وقتی با کسی مواجه میشود که او را دوست دارد، اولین تلاش او این خواهد بود که بفهمد چقدر میتواند بودن و پایداری او را بسنجد. حضور او به ما نشان خواهد که چقدر میتوانیم به او تکیه کنیم.
چراکه ابژهها یا تجارب عینی عشق اولیه ما در این آزمون پیروز بیرون نیامدهاند و ما نیاز داریم که همواره آدمهایی که به نزدیک میشوند را به این شکل بیازماییم.
مسئلهی مهم این است که معشوقهای ما نمیتوانند این خشم را تحمل کنند. نباید این انتظار را داشت، خیلی طبیعی است که در مواجهه با پرخاشگریهای مدام ما پا پس بکشند و خود را از این چرخهی آزارگری به خود و دیگری ما کنار بکشند.
به ندرت پیدا میشوند آدمهایی که تحمل کنند. ما نیاز داریم از بچگی یاد بگیریم که دنیا جای امنی برای ماست حتا زمانی که به آن پرخاش میکنی.
دنیا میتواند مراقب و حامی تو باشد حتا زمانی که احساس ناامنی میکنی
دنیا میتواند مراقب و حامی تو باشد حتا زمانی که احساس ناامنی میکنی اما باید بپذیریم که خیلی ها از چنین موهبتی محروم بودهاند و والدین او از آگاهی یا توانایی این مساله عاجز بوده یا فرزند اول مادری افسرده بودیم.
شاید هم فاصله کمی با دیگر بچه ها داشتیم یا والدینی در جنگ و تعارض بوده اند یا در کشور جنگ که همین مساله باعث این میشود که ناخودآگاه ما نسبت به این مساله آشنا نباشد.
برای درمان این مساله نیاز داریم تا همواره احساس امنیت و اعتماد را به صورت بیرونی به خودمان بدهیم تا نیاز درونی مان کمتر شود و کمی پر شویم هرچند هیچوقت چنان که باید پر نخواهد شد.
گاهی وقتها باید کسی را پیدا کنیم که بتواند این رفتارهای تند ما را تحمل کند، و برای او توضیح دهیم چرا و گاهی وقتها باید به تنهایی والدین بهتری برای خودمان باشیم.
گاهی وقتها باید به تنهایی والدین بهتری برای خودمان باشیم
داشتن درک و آگاهی نسبت به این پدیده و پیدا کردن بینش نسبت به آن در کنار داشتن یک درمانگر مراقب و صاحب صلاحیت که این وضعیتها را خوب میشناسد میتواند به شما کمک کند که از پس این الگو بربیاییم.
برای آشنایی بیشتر با دیدگاه های وینیکات کتاب چای با وینیکات را به شما عزیزان پیشنهاد میدهم.
















