جوهره خردورزی در زندگی | تعادل بین جهان درون و بیرون

پیمان رحیمی نژاد

روان‌شناس و‌ پژوهشگر روانشناسی مثبت اگزیستانسیال

رشد فردی
بدون دیدگاه
جوهره خردورزی در زندگی و آگاهی از جهان درونی و بیرونی

جوهره خردورزی در زندگی | تعادل بین جهان درون و بیرون

پیمان رحیمی نژاد

روان‌شناس و‌ پژوهشگر روانشناسی مثبت اگزیستانسیال

رشد فردی
بدون دیدگاه

خردورزی در زندگی یعنی پیدا کردن راهی برای زیستن میان دو جهان: درونی و بیرونی. مقاله‌ای که پیش رو دارید، کوششی است برای بازشناسی جوهره خردورزی در دنیای امروز؛ جهانی پر از داده، اضطراب، و بی‌قراری.

خردورزی به عنوان یکی از توانمندی های مَنِش، مورد توجه جدی روان‌شناسان مثبت بوده است. تاریخ این کلمه از زمانی است که انسان پرسشگری را به عنوان راه و رسم فهمیدن جهان انتخاب کرد. اما اینکه چرا خردورزی و اهل خرد در جهان چگونه زیست کرده اند و مدعیان دانایی با آنها چه کرده اند قصه ای طولانی و رنج زاست.

سوال اینست:

جوهره خردورزی در زندگی چیست؟

جوهره خردورزی در زندگی، از میزان احترام فرد به واقعیت‌های مُسَلّم زندگی شکل میگیرد.جهان درونی ما هم جزو همین واقعیت های غیرقابل انکار است مانند جهانی که در آن زیست میکنیم.

عصر دیتا آدمها به کسانی تبدیل کرده که سرشار از اطلاعات درباره جهان هستند با مقدارهای متفاوت که برای انسان امروز اضطراب اطلاعاتی هم ایجاد کرده است. در دنیای امروز، تاثیر اضطراب اطلاعاتی بر روان ما قابل انکار نیست و نتیجه‌ی تمرکز صرف بر جهان بیرونی است. تعادل بین جهان درونی و بیرونی، نقشی اساسی در تجربه خردورزی دارد؛ بدون این تعادل، ذهن یا در ترس غرق می‌شود یا در پرخاش.

اضطراب اطلاعاتی؛ محصول فقدان توجه به درون

این اضطراب وقتی شدت میگیرد که فرد آنقدر که تمرکزش روی جهان بیرونی و چالش ها و کشمکش های بیرونی است توجهی به جهان درونی خود نداشته باشد و از خودش بی خبر بماند.

چرا خردورزی بدون آگاهی از درون ممکن نیست؟

نه درک درستی از نیازها و خواسته های درونی خود دارند و آگاه از اینکه چه چیزی آنها را در این «جهان باژگونه» به خرسندی و رضایتی نسبی هدایت میکند. فقط در تقلا و بی‌قراری و نگرانی سیر میکند و سوارکار تمام قد آونگ میل تا ملال.

تعادل بین جهان درون و بیرون؛ کلید خردورزی

اگر بنا باشد از این گرفتاری بیرون بیاییم و بدانیم چگونه خردمندانه زندگی کنیم، باید یاد بگیریم جوهره خردورزی را در زندگی‌مان فعال کنیم باید یاد بگیریم چطور میشود به هر دو جهان نگاهی متعامل و سازنده داشت؟ حفظ ارتباط بین جهان بیرونی و درونی چطور امکان پذیر است؟

چقدر با آگاهی از مقتضیات اجتماعی و احوالات درونی درباره خودمان و اهداف و برنامه های مان نظر میدهیم و قضاوت میکنیم؟

اینکه هم کاری که باید انجام دهیم را تشخیص دهیم و هم از احساسات و هیجانات درونی مان و اشتیاقی که داریم مطلع باشیم و مقدار آن را با توجه به شرایطی که در آن زیست میکنیم تنظیم کنیم، زمینه حرکت خردورزانه در زندگی ما را فراهم میکند.

تمرکز بیش از حد به دنیای درونی، چیز جز اضطراب و هراس و ترس های بی امان و نشخوارهای دنباله دار نخواهد داشت، همان طور که توجه بیش از حد به جهان بیرونی ما را پرخاشگر و تکانه ای و افسرده خو خواهد کرد.

توجه به جهان میانی و ساختن ارتباطی متعامل بین جهان بیرونی و درونی و مشاهده‌گری میتواند ما در تجربه خردورزی جهان یاری رساند. راستی تجربه خردورزی همیشه به شادی بیشتر ختم نمیشود. بزرگترین موهبت خردورزی، هشیارانه و زنده زندگی کردن است.

نقش منش در روانشناسی مثبت؛ نگاهی به خردورزی

همانطور که شهید بلخی فیلسوف/ شاعر شعر فارسی در سده چهارم هجری به زیبایی می‌نویسد:

از اشعار او:

اگر غم را چو آتش دود بودی

جهان تاریک ماندی جاودانه

درین گیتی سراسر گر بگردی

خردمندی نیابی شادمانه

خردورزی در زندگی یعنی پیدا کردن راهی برای زیستن میان دو جهان: درونی و بیرونی. مقاله‌ای که پیش رو دارید، کوششی است برای بازشناسی جوهره خردورزی در دنیای امروز؛ جهانی پر از داده، اضطراب، و بی‌قراری.

خردورزی به عنوان یکی از توانمندی های مَنِش، مورد توجه جدی روان‌شناسان مثبت بوده است. تاریخ این کلمه از زمانی است که انسان پرسشگری را به عنوان راه و رسم فهمیدن جهان انتخاب کرد. اما اینکه چرا خردورزی و اهل خرد در جهان چگونه زیست کرده اند و مدعیان دانایی با آنها چه کرده اند قصه ای طولانی و رنج زاست.

سوال اینست:

جوهره خردورزی در زندگی چیست؟

جوهره خردورزی در زندگی، از میزان احترام فرد به واقعیت‌های مُسَلّم زندگی شکل میگیرد.جهان درونی ما هم جزو همین واقعیت های غیرقابل انکار است مانند جهانی که در آن زیست میکنیم.

عصر دیتا آدمها به کسانی تبدیل کرده که سرشار از اطلاعات درباره جهان هستند با مقدارهای متفاوت که برای انسان امروز اضطراب اطلاعاتی هم ایجاد کرده است. در دنیای امروز، تاثیر اضطراب اطلاعاتی بر روان ما قابل انکار نیست و نتیجه‌ی تمرکز صرف بر جهان بیرونی است. تعادل بین جهان درونی و بیرونی، نقشی اساسی در تجربه خردورزی دارد؛ بدون این تعادل، ذهن یا در ترس غرق می‌شود یا در پرخاش.

اضطراب اطلاعاتی؛ محصول فقدان توجه به درون

این اضطراب وقتی شدت میگیرد که فرد آنقدر که تمرکزش روی جهان بیرونی و چالش ها و کشمکش های بیرونی است توجهی به جهان درونی خود نداشته باشد و از خودش بی خبر بماند.

چرا خردورزی بدون آگاهی از درون ممکن نیست؟

نه درک درستی از نیازها و خواسته های درونی خود دارند و آگاه از اینکه چه چیزی آنها را در این «جهان باژگونه» به خرسندی و رضایتی نسبی هدایت میکند. فقط در تقلا و بی‌قراری و نگرانی سیر میکند و سوارکار تمام قد آونگ میل تا ملال.

تعادل بین جهان درون و بیرون؛ کلید خردورزی

اگر بنا باشد از این گرفتاری بیرون بیاییم و بدانیم چگونه خردمندانه زندگی کنیم، باید یاد بگیریم جوهره خردورزی را در زندگی‌مان فعال کنیم باید یاد بگیریم چطور میشود به هر دو جهان نگاهی متعامل و سازنده داشت؟ حفظ ارتباط بین جهان بیرونی و درونی چطور امکان پذیر است؟

چقدر با آگاهی از مقتضیات اجتماعی و احوالات درونی درباره خودمان و اهداف و برنامه های مان نظر میدهیم و قضاوت میکنیم؟

اینکه هم کاری که باید انجام دهیم را تشخیص دهیم و هم از احساسات و هیجانات درونی مان و اشتیاقی که داریم مطلع باشیم و مقدار آن را با توجه به شرایطی که در آن زیست میکنیم تنظیم کنیم، زمینه حرکت خردورزانه در زندگی ما را فراهم میکند.

تمرکز بیش از حد به دنیای درونی، چیز جز اضطراب و هراس و ترس های بی امان و نشخوارهای دنباله دار نخواهد داشت، همان طور که توجه بیش از حد به جهان بیرونی ما را پرخاشگر و تکانه ای و افسرده خو خواهد کرد.

توجه به جهان میانی و ساختن ارتباطی متعامل بین جهان بیرونی و درونی و مشاهده‌گری میتواند ما در تجربه خردورزی جهان یاری رساند. راستی تجربه خردورزی همیشه به شادی بیشتر ختم نمیشود. بزرگترین موهبت خردورزی، هشیارانه و زنده زندگی کردن است.

نقش منش در روانشناسی مثبت؛ نگاهی به خردورزی

همانطور که شهید بلخی فیلسوف/ شاعر شعر فارسی در سده چهارم هجری به زیبایی می‌نویسد:

از اشعار او:

اگر غم را چو آتش دود بودی

جهان تاریک ماندی جاودانه

درین گیتی سراسر گر بگردی

خردمندی نیابی شادمانه

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

در نشر آگاهی سهیم باشیم.

این مطلب رو با دوستانتان همرسانی کنید:

مطالب پیشنهادی

خردورزی در زندگی یعنی پیدا کردن راهی برای زیستن میان دو جهان: درونی و بیرونی. مقاله‌ای که پیش رو دارید، کوششی است برای بازشناسی جوهره خردورزی در دنیای امروز؛ جهانی پر از داده، اضطراب، و بی‌قراری.

خردورزی به عنوان یکی از توانمندی های مَنِش، مورد توجه جدی روان‌شناسان مثبت بوده است. تاریخ این کلمه از زمانی است که انسان پرسشگری را به عنوان راه و رسم فهمیدن جهان انتخاب کرد. اما اینکه چرا خردورزی و اهل خرد در جهان چگونه زیست کرده اند و مدعیان دانایی با آنها چه کرده اند قصه ای طولانی و رنج زاست.

سوال اینست:

جوهره خردورزی در زندگی چیست؟

جوهره خردورزی در زندگی، از میزان احترام فرد به واقعیت‌های مُسَلّم زندگی شکل میگیرد.جهان درونی ما هم جزو همین واقعیت های غیرقابل انکار است مانند جهانی که در آن زیست میکنیم.

عصر دیتا آدمها به کسانی تبدیل کرده که سرشار از اطلاعات درباره جهان هستند با مقدارهای متفاوت که برای انسان امروز اضطراب اطلاعاتی هم ایجاد کرده است. در دنیای امروز، تاثیر اضطراب اطلاعاتی بر روان ما قابل انکار نیست و نتیجه‌ی تمرکز صرف بر جهان بیرونی است. تعادل بین جهان درونی و بیرونی، نقشی اساسی در تجربه خردورزی دارد؛ بدون این تعادل، ذهن یا در ترس غرق می‌شود یا در پرخاش.

اضطراب اطلاعاتی؛ محصول فقدان توجه به درون

این اضطراب وقتی شدت میگیرد که فرد آنقدر که تمرکزش روی جهان بیرونی و چالش ها و کشمکش های بیرونی است توجهی به جهان درونی خود نداشته باشد و از خودش بی خبر بماند.

چرا خردورزی بدون آگاهی از درون ممکن نیست؟

نه درک درستی از نیازها و خواسته های درونی خود دارند و آگاه از اینکه چه چیزی آنها را در این «جهان باژگونه» به خرسندی و رضایتی نسبی هدایت میکند. فقط در تقلا و بی‌قراری و نگرانی سیر میکند و سوارکار تمام قد آونگ میل تا ملال.

تعادل بین جهان درون و بیرون؛ کلید خردورزی

اگر بنا باشد از این گرفتاری بیرون بیاییم و بدانیم چگونه خردمندانه زندگی کنیم، باید یاد بگیریم جوهره خردورزی را در زندگی‌مان فعال کنیم باید یاد بگیریم چطور میشود به هر دو جهان نگاهی متعامل و سازنده داشت؟ حفظ ارتباط بین جهان بیرونی و درونی چطور امکان پذیر است؟

چقدر با آگاهی از مقتضیات اجتماعی و احوالات درونی درباره خودمان و اهداف و برنامه های مان نظر میدهیم و قضاوت میکنیم؟

اینکه هم کاری که باید انجام دهیم را تشخیص دهیم و هم از احساسات و هیجانات درونی مان و اشتیاقی که داریم مطلع باشیم و مقدار آن را با توجه به شرایطی که در آن زیست میکنیم تنظیم کنیم، زمینه حرکت خردورزانه در زندگی ما را فراهم میکند.

تمرکز بیش از حد به دنیای درونی، چیز جز اضطراب و هراس و ترس های بی امان و نشخوارهای دنباله دار نخواهد داشت، همان طور که توجه بیش از حد به جهان بیرونی ما را پرخاشگر و تکانه ای و افسرده خو خواهد کرد.

توجه به جهان میانی و ساختن ارتباطی متعامل بین جهان بیرونی و درونی و مشاهده‌گری میتواند ما در تجربه خردورزی جهان یاری رساند. راستی تجربه خردورزی همیشه به شادی بیشتر ختم نمیشود. بزرگترین موهبت خردورزی، هشیارانه و زنده زندگی کردن است.

نقش منش در روانشناسی مثبت؛ نگاهی به خردورزی

همانطور که شهید بلخی فیلسوف/ شاعر شعر فارسی در سده چهارم هجری به زیبایی می‌نویسد:

از اشعار او:

اگر غم را چو آتش دود بودی

جهان تاریک ماندی جاودانه

درین گیتی سراسر گر بگردی

خردمندی نیابی شادمانه

خردورزی در زندگی یعنی پیدا کردن راهی برای زیستن میان دو جهان: درونی و بیرونی. مقاله‌ای که پیش رو دارید، کوششی است برای بازشناسی جوهره خردورزی در دنیای امروز؛ جهانی پر از داده، اضطراب، و بی‌قراری.

خردورزی به عنوان یکی از توانمندی های مَنِش، مورد توجه جدی روان‌شناسان مثبت بوده است. تاریخ این کلمه از زمانی است که انسان پرسشگری را به عنوان راه و رسم فهمیدن جهان انتخاب کرد. اما اینکه چرا خردورزی و اهل خرد در جهان چگونه زیست کرده اند و مدعیان دانایی با آنها چه کرده اند قصه ای طولانی و رنج زاست.

سوال اینست:

جوهره خردورزی در زندگی چیست؟

جوهره خردورزی در زندگی، از میزان احترام فرد به واقعیت‌های مُسَلّم زندگی شکل میگیرد.جهان درونی ما هم جزو همین واقعیت های غیرقابل انکار است مانند جهانی که در آن زیست میکنیم.

عصر دیتا آدمها به کسانی تبدیل کرده که سرشار از اطلاعات درباره جهان هستند با مقدارهای متفاوت که برای انسان امروز اضطراب اطلاعاتی هم ایجاد کرده است. در دنیای امروز، تاثیر اضطراب اطلاعاتی بر روان ما قابل انکار نیست و نتیجه‌ی تمرکز صرف بر جهان بیرونی است. تعادل بین جهان درونی و بیرونی، نقشی اساسی در تجربه خردورزی دارد؛ بدون این تعادل، ذهن یا در ترس غرق می‌شود یا در پرخاش.

اضطراب اطلاعاتی؛ محصول فقدان توجه به درون

این اضطراب وقتی شدت میگیرد که فرد آنقدر که تمرکزش روی جهان بیرونی و چالش ها و کشمکش های بیرونی است توجهی به جهان درونی خود نداشته باشد و از خودش بی خبر بماند.

چرا خردورزی بدون آگاهی از درون ممکن نیست؟

نه درک درستی از نیازها و خواسته های درونی خود دارند و آگاه از اینکه چه چیزی آنها را در این «جهان باژگونه» به خرسندی و رضایتی نسبی هدایت میکند. فقط در تقلا و بی‌قراری و نگرانی سیر میکند و سوارکار تمام قد آونگ میل تا ملال.

تعادل بین جهان درون و بیرون؛ کلید خردورزی

اگر بنا باشد از این گرفتاری بیرون بیاییم و بدانیم چگونه خردمندانه زندگی کنیم، باید یاد بگیریم جوهره خردورزی را در زندگی‌مان فعال کنیم باید یاد بگیریم چطور میشود به هر دو جهان نگاهی متعامل و سازنده داشت؟ حفظ ارتباط بین جهان بیرونی و درونی چطور امکان پذیر است؟

چقدر با آگاهی از مقتضیات اجتماعی و احوالات درونی درباره خودمان و اهداف و برنامه های مان نظر میدهیم و قضاوت میکنیم؟

اینکه هم کاری که باید انجام دهیم را تشخیص دهیم و هم از احساسات و هیجانات درونی مان و اشتیاقی که داریم مطلع باشیم و مقدار آن را با توجه به شرایطی که در آن زیست میکنیم تنظیم کنیم، زمینه حرکت خردورزانه در زندگی ما را فراهم میکند.

تمرکز بیش از حد به دنیای درونی، چیز جز اضطراب و هراس و ترس های بی امان و نشخوارهای دنباله دار نخواهد داشت، همان طور که توجه بیش از حد به جهان بیرونی ما را پرخاشگر و تکانه ای و افسرده خو خواهد کرد.

توجه به جهان میانی و ساختن ارتباطی متعامل بین جهان بیرونی و درونی و مشاهده‌گری میتواند ما در تجربه خردورزی جهان یاری رساند. راستی تجربه خردورزی همیشه به شادی بیشتر ختم نمیشود. بزرگترین موهبت خردورزی، هشیارانه و زنده زندگی کردن است.

نقش منش در روانشناسی مثبت؛ نگاهی به خردورزی

همانطور که شهید بلخی فیلسوف/ شاعر شعر فارسی در سده چهارم هجری به زیبایی می‌نویسد:

از اشعار او:

اگر غم را چو آتش دود بودی

جهان تاریک ماندی جاودانه

درین گیتی سراسر گر بگردی

خردمندی نیابی شادمانه

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

در نشر آگاهی سهیم باشیم.

این مطلب رو با دوستانتان همرسانی کنید:
Tags: آگاهی از درون, اضطراب اطلاعاتی, تجربه خردورزانه, جهان درونی و بیرونی, خردورزی در زندگی, ذهن هشیار, روانشناسی مثبت, شعر شهید بلخی, فیلسوفان ایرانی, منش انسانی

مطالب پیشنهادی