واکاوی مفهوم رنج در زندگی با رویکرد روانشناسی مثبت

رویدادها
بدون دیدگاه
آزمایشگاه روانشناسی مثبت

در این نشست که در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۳ در سالن سیمرغ دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، اساتید مدعو در حوزه رنج به بیان دیدگاه های خود پرداختند.

سخنرانان به ترتیب جناب آقایان دکتر نیما قربانی، دکتر رضا محمدی چابکی، دکتر شهریار شهیدی و جناب آقای پیمان رحیمی نژاد بودند، همچنین آقای دکتر اصنافی، آقای دکتر مهدی نساجی، سرکار خانم دکتر فریبا زرانی و جناب آقای سعید انصاریان هم نقطه نظرات خود را پیرامون رنج در زندگی مطرح نمودند.

در ابتدای سمینار از آقای دکتر اصنافی، معاونت پژوهشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی برای مراسم افتتاحیه جهت سخنرانی دعوت شد.

در ادامه آقای دکتر نیما قربانی به ارائه تفکیکی کاربردی از مفهوم درد و رنج و زجر پرداختند. درد روانی یعنی درد دوست داشته نشدن، درد برآورده نشدن نیازهایی که از هویت انسانی سرچشمه می گیرند و زجر دردی عامدانه است که با مفاهیم انتقام جویی و تنبیه چه از طرف خود و چه از سمت دیگری قرابت دارد و رنج درد بی حاصل است.

در واکاوی علت تمایل بعضی انسان ها به رنج بیهوده ایشان گذری به مفاهیم فرویدی اجبار تکرار داشتند و درنهایت چالش بی پایان زندگی انسان را تشخیص درد و رنج و زجر از یکدیگر و راهکاری عملی برای این تفکیک را توجه به نتیجه ی رنج در خوش حال یا غمگین ساختن فرد دانستند.

دکتر رضا محمدی چابکی صحبت خود را با بررسی تاریخ مواجه انسان با رنج در فلسفه آغاز کردند:

در دوره تراژدی یونان مقابله با رنج وجود نداشت و غایت وجودی انسان انحلال و یکی شدن با جهان بود. از دوره مدرن به بعد تلاش برای مقابله با رنج با استعلای انسان بر طبیعت و غلبه بر آن مطرح شد و این سلطه گری به فجایع عظیمی مانند جنگ جهانی انجامید.

در ادامه ایشان به چرخه رنج و ملال در فلسفه شوپنهاور پرداختند:

شوپنهاور می‌گوید منشا اراده انسان برای رسیدن به هدفی، رنج‌ حاصل از نداشتن آن است‌؛ اما پس از رسیدن به هدف، ملال ایجاد می‌شود و انسان دائما آونگی سرگردان میان ملال و رنج است.

برای خروج از چرخه رنج و ملال دو راهکار عمده وجود دارد: هنر و دل کندن از تعلقات یا خویشتن‌داری.

رنج ملایم یا رنج سازنده با مفهومِ منطقه تقریبی رشد ویگوستکی (ZPD) همخوانی دارد. ما برای رشد، فعالیت‌هایی برای خود درنظر می‌گیریم که کمی بالاتر از سطح توانایی‌های ماست.

رنج ملایم سه سطح شناختی، عاطفی و مهارتی_حرکتی دارد.

سطح شناختی آموزش و توضیح نتایج رنج ملایم است. سطح عاطفی حمایت‌های روانی و تشویق‌هاست. در سطح مهارتی_حرکتی از روانشناسی تغییر رفتار استفاده می‌شود و بدین گونه والدین و یا خود انسان در سال های بزرگسالی میتوانند مسیر تحمل رنج ها را هموار ساخته و بر آن سوار گردند.

دکتر شهریار شهیدی با دو بیتی زیبایی از باباطاهر شروع کردند:

پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد

داستان سیسیفوس و زئوس به بیهودگی و بی‌معنایی زندگی اشاره دارد. فعالیت سیسیفوس ما را به یاد زندگی خودمان می‌اندازد. زندگی روزمره تکراری که مدام فعالیت‌های عبث در آن انجام می‌دهیم.

این رنج بیهوده از عهده اراده ما خارج به نظر می‌رسد. پس چه باید کرد؟

افزودن چند عامل به دنیای سیسیفوسی ما، رسالت روانشناسی مثبت است:

  1. خودتعالی‌گری: بیرون آمدن از تله‌های روانی و دیدن خود از بیرون و با فاصله ست.
  2. شفقت: شفقت‌درمانی به عنوان یک روش درمانی موثق و نیرومند قابل استفاده است. رنج ما در بسیاری مواقع از عدم ارائه و عدم دریافت شفقت است.

دکتر مهدی نساجی  در میانه ی رویداد به خلاصه سازی مطالب بیان شده میپردازند:

روانشناسی مثبت به نوعی روانشناسی آرایشی است که در برابر روانشناسی پیرایشی قرار می‌گیرد. روانشناسی پیرایشی در پی رفع افسردگی و اضطراب و خشم و… است. و روانشناسی مثبت درصدد افزودن ویژگی‌های مثبت می‌باشد.

یک اتهام شایع به روانشناسی مثبت این است که روانشناسی زرد است. اما این بحث‌ها نشان می‌دهد روانشناسی مثبت به رنج‌ها نیز توجه دارد و معتقد است از دل رنج می‌توان معنا استخراج کرد.

آقای پیمان رحیمی نژاد‌ در بیانی مفصل از نگاه روانشناسی وجودی از رنج های انسان سخن میگوید:

در این دیدگاه اگزیستانسیال رنج های انسان سه علت عمده دارد:

  1. رنج از تلاش‌ برای بقا ایجاد می‌شود.
  2. تنها موجود‌ی که قدرت تصور، تخیل و انتزاع دارد، انسان است و رنج گاهی به دلیل این توانایی انتزاع است.
  3. دلیل دیگر عدم قطعیت در جهان است. جهان به ما یاد می‌دهد که به طرز بی‌رحمانه ای غیرقابل‌ پیش‌بینی ست.

روانشناسی اگزیستانسیال بدون این که زجر انسان را تخفیف ببخشید یا بی اعتبار سازد در پی معنابخشی به آن است.

مراحل تجربه رنج از نگاه روانشناسی اگزیستانسیال به شکل استعاری بدین قرار است:

غروب آفتاب، گرگ و میش، نیمه شب، سپیده دمان، روشنی روز…

هنگامه هجوم رنج غروب آفتاب است. آنجا که جهانمان دچار بی‌سامانی می‌شود. در مرحله گرگ و میش عمق رنج تجربه می‌شود، باور‌های فرد متزلزل شده و “چرایی” برایش پیش می‌آید. نیمه شب چالش‌برانگیز‌ترین مرحله است. تمام اعتقادات فرد در تقابل با رنج قرار می‌گیرد. ناامیدی‌های عمیق و بی‌معنایی شکل می‌گیرد. در سپیده دمان به تدریج باورهای جدید شکل میگیرد و در روشنایی روز فرد زندگی دوباره را با باورهای نوساخته آغاز می کند.

دکتر فریبا زرانی واکاوی مفهوم رنج را مهم ترین موضوع در درمان افراد دارای بیماری های مزمن مانند سرطان دانستند و مرگ آگاهی در بستر زندگی را وضعیت این افراد بیان کردند و افزایش بازه های طلایی که در آن بیماری مزمن در حالت بهتری قرار گرفته است را راهکاری درجهت تحمل رنج در زمان های عود بیماری دانستند.

 در نیم ساعت پایانی فضای پرسش و پاسخ برای حاضرین فراهم شد و اساتید به پاسخگویی سوالات پرداختند.

 در بخش پایانی مراسم، آقای سعید انصاریان، که خود را سرایه دار زاگرس می داند به عنوان حافظ زاگرس و درخت های بلوط با عنوان بیان رنج از دانش غریزی خود سخن گفتند و تاکید بر لزوم پاسداشت زاگرس داشتند.

در حرکتی نمادین از درخت بلوط به عنوان نماد روانشناسی مثبت رونمایی شد و مقرر شد سرپرستی درختان بلوط از طرف آزمایشگاه روانشناسی مثبت و با همکاری بنیاد الگن به نام مهمانان سخنران در رویدادها اهدا شود. هم چنین در پایان به رسم یادبود نشان سپاس آزمایشگاه روانشناسی مثبت و لوح تقدیربه مدعوین اهدا شد.

نویسندگان خبر: خانم‌ها هیوا جلالی و شکیبا اورعی

در نشر آگاهی سهیم باشیم.

این مطلب رو با دوستانتان همرسانی کنید:

مطالب پیشنهادی

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

در این نشست که در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۳ در سالن سیمرغ دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، اساتید مدعو در حوزه رنج به بیان دیدگاه های خود پرداختند.

سخنرانان به ترتیب جناب آقایان دکتر نیما قربانی، دکتر رضا محمدی چابکی، دکتر شهریار شهیدی و جناب آقای پیمان رحیمی نژاد بودند، همچنین آقای دکتر اصنافی، آقای دکتر مهدی نساجی، سرکار خانم دکتر فریبا زرانی و جناب آقای سعید انصاریان هم نقطه نظرات خود را پیرامون رنج در زندگی مطرح نمودند.

در ابتدای سمینار از آقای دکتر اصنافی، معاونت پژوهشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی برای مراسم افتتاحیه جهت سخنرانی دعوت شد.

در ادامه آقای دکتر نیما قربانی به ارائه تفکیکی کاربردی از مفهوم درد و رنج و زجر پرداختند. درد روانی یعنی درد دوست داشته نشدن، درد برآورده نشدن نیازهایی که از هویت انسانی سرچشمه می گیرند و زجر دردی عامدانه است که با مفاهیم انتقام جویی و تنبیه چه از طرف خود و چه از سمت دیگری قرابت دارد و رنج درد بی حاصل است.

در واکاوی علت تمایل بعضی انسان ها به رنج بیهوده ایشان گذری به مفاهیم فرویدی اجبار تکرار داشتند و درنهایت چالش بی پایان زندگی انسان را تشخیص درد و رنج و زجر از یکدیگر و راهکاری عملی برای این تفکیک را توجه به نتیجه ی رنج در خوش حال یا غمگین ساختن فرد دانستند.

دکتر رضا محمدی چابکی صحبت خود را با بررسی تاریخ مواجه انسان با رنج در فلسفه آغاز کردند:

در دوره تراژدی یونان مقابله با رنج وجود نداشت و غایت وجودی انسان انحلال و یکی شدن با جهان بود. از دوره مدرن به بعد تلاش برای مقابله با رنج با استعلای انسان بر طبیعت و غلبه بر آن مطرح شد و این سلطه گری به فجایع عظیمی مانند جنگ جهانی انجامید.

در ادامه ایشان به چرخه رنج و ملال در فلسفه شوپنهاور پرداختند:

شوپنهاور می‌گوید منشا اراده انسان برای رسیدن به هدفی، رنج‌ حاصل از نداشتن آن است‌؛ اما پس از رسیدن به هدف، ملال ایجاد می‌شود و انسان دائما آونگی سرگردان میان ملال و رنج است.

برای خروج از چرخه رنج و ملال دو راهکار عمده وجود دارد: هنر و دل کندن از تعلقات یا خویشتن‌داری.

رنج ملایم یا رنج سازنده با مفهومِ منطقه تقریبی رشد ویگوستکی (ZPD) همخوانی دارد. ما برای رشد، فعالیت‌هایی برای خود درنظر می‌گیریم که کمی بالاتر از سطح توانایی‌های ماست.

رنج ملایم سه سطح شناختی، عاطفی و مهارتی_حرکتی دارد.

سطح شناختی آموزش و توضیح نتایج رنج ملایم است. سطح عاطفی حمایت‌های روانی و تشویق‌هاست. در سطح مهارتی_حرکتی از روانشناسی تغییر رفتار استفاده می‌شود و بدین گونه والدین و یا خود انسان در سال های بزرگسالی میتوانند مسیر تحمل رنج ها را هموار ساخته و بر آن سوار گردند.

دکتر شهریار شهیدی با دو بیتی زیبایی از باباطاهر شروع کردند:

پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد

داستان سیسیفوس و زئوس به بیهودگی و بی‌معنایی زندگی اشاره دارد. فعالیت سیسیفوس ما را به یاد زندگی خودمان می‌اندازد. زندگی روزمره تکراری که مدام فعالیت‌های عبث در آن انجام می‌دهیم.

این رنج بیهوده از عهده اراده ما خارج به نظر می‌رسد. پس چه باید کرد؟

افزودن چند عامل به دنیای سیسیفوسی ما، رسالت روانشناسی مثبت است:

  1. خودتعالی‌گری: بیرون آمدن از تله‌های روانی و دیدن خود از بیرون و با فاصله ست.
  2. شفقت: شفقت‌درمانی به عنوان یک روش درمانی موثق و نیرومند قابل استفاده است. رنج ما در بسیاری مواقع از عدم ارائه و عدم دریافت شفقت است.

دکتر مهدی نساجی  در میانه ی رویداد به خلاصه سازی مطالب بیان شده میپردازند:

روانشناسی مثبت به نوعی روانشناسی آرایشی است که در برابر روانشناسی پیرایشی قرار می‌گیرد. روانشناسی پیرایشی در پی رفع افسردگی و اضطراب و خشم و… است. و روانشناسی مثبت درصدد افزودن ویژگی‌های مثبت می‌باشد.

یک اتهام شایع به روانشناسی مثبت این است که روانشناسی زرد است. اما این بحث‌ها نشان می‌دهد روانشناسی مثبت به رنج‌ها نیز توجه دارد و معتقد است از دل رنج می‌توان معنا استخراج کرد.

آقای پیمان رحیمی نژاد‌ در بیانی مفصل از نگاه روانشناسی وجودی از رنج های انسان سخن میگوید:

در این دیدگاه اگزیستانسیال رنج های انسان سه علت عمده دارد:

  1. رنج از تلاش‌ برای بقا ایجاد می‌شود.
  2. تنها موجود‌ی که قدرت تصور، تخیل و انتزاع دارد، انسان است و رنج گاهی به دلیل این توانایی انتزاع است.
  3. دلیل دیگر عدم قطعیت در جهان است. جهان به ما یاد می‌دهد که به طرز بی‌رحمانه ای غیرقابل‌ پیش‌بینی ست.

روانشناسی اگزیستانسیال بدون این که زجر انسان را تخفیف ببخشید یا بی اعتبار سازد در پی معنابخشی به آن است.

مراحل تجربه رنج از نگاه روانشناسی اگزیستانسیال به شکل استعاری بدین قرار است:

غروب آفتاب، گرگ و میش، نیمه شب، سپیده دمان، روشنی روز…

هنگامه هجوم رنج غروب آفتاب است. آنجا که جهانمان دچار بی‌سامانی می‌شود. در مرحله گرگ و میش عمق رنج تجربه می‌شود، باور‌های فرد متزلزل شده و “چرایی” برایش پیش می‌آید. نیمه شب چالش‌برانگیز‌ترین مرحله است. تمام اعتقادات فرد در تقابل با رنج قرار می‌گیرد. ناامیدی‌های عمیق و بی‌معنایی شکل می‌گیرد. در سپیده دمان به تدریج باورهای جدید شکل میگیرد و در روشنایی روز فرد زندگی دوباره را با باورهای نوساخته آغاز می کند.

دکتر فریبا زرانی واکاوی مفهوم رنج را مهم ترین موضوع در درمان افراد دارای بیماری های مزمن مانند سرطان دانستند و مرگ آگاهی در بستر زندگی را وضعیت این افراد بیان کردند و افزایش بازه های طلایی که در آن بیماری مزمن در حالت بهتری قرار گرفته است را راهکاری درجهت تحمل رنج در زمان های عود بیماری دانستند.

 در نیم ساعت پایانی فضای پرسش و پاسخ برای حاضرین فراهم شد و اساتید به پاسخگویی سوالات پرداختند.

 در بخش پایانی مراسم، آقای سعید انصاریان، که خود را سرایه دار زاگرس می داند به عنوان حافظ زاگرس و درخت های بلوط با عنوان بیان رنج از دانش غریزی خود سخن گفتند و تاکید بر لزوم پاسداشت زاگرس داشتند.

در حرکتی نمادین از درخت بلوط به عنوان نماد روانشناسی مثبت رونمایی شد و مقرر شد سرپرستی درختان بلوط از طرف آزمایشگاه روانشناسی مثبت و با همکاری بنیاد الگن به نام مهمانان سخنران در رویدادها اهدا شود. هم چنین در پایان به رسم یادبود نشان سپاس آزمایشگاه روانشناسی مثبت و لوح تقدیربه مدعوین اهدا شد.

نویسندگان خبر: خانم‌ها هیوا جلالی و شکیبا اورعی

در نشر آگاهی سهیم باشیم.

این مطلب رو با دوستانتان همرسانی کنید:

مطالب پیشنهادی

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.