پوچی زندگی و خلأ وجودی تجربهای است که بسیاری از انسانها در عصر مدرن با آن مواجهاند. این مقاله با مرور دیدگاههای ویکتور فرانکل، یالوم و اریک فروم نشان میدهد چگونه میتوان نشانههای خلأ وجودی را شناخت و از طریق معنا درمانی و روانشناسی اگزیستانسیال راهی برای جستجوی معنا پیدا کرد.
در تجربهی زیستهی انسان، دو احساس بنیادین حضور دارد:
1. احساس فقدانی مبهم؛
2. ناتوانی در تعریف دقیق آنچه از دست رفته است.
خلأ وجودی چیست و چه ارتباطی با پوچی زندگی دارد؟
این وضعیت در روانشناسی اگزیستانسیال به خوبی توصیف شده است. ویکتور فرانکل، روانپزشک اتریشی، معتقد است که انسان در جستجوی معناست، و نبود آن میتواند به «خلأ وجودی» (existential vacuum) منجر شود؛ حالتی که با احساس پوچی، اضطراب و بیهدفی همراه است.
او این خلأ را به عنوان وضعیت روانیای توصیف میکند که فرد احساس بیمعنایی، پوچی و فقدان هدف در زندگی میکند؛ این خلأ الزاماً بیماری نیست، بلکه نشانهای است از اینکه چیزی مهم، اما نادیده گرفتهشده، در درون ما وجود دارد. ما گمشدهای داریم، اما اغلب نمیدانیم چیست.
نشانههای خلأ وجودی در روانشناسی اگزیستانسیال
در ادامه به ویژگی های این خلاء وجودی می پردازم:
۱. احساس پوچی و بیمعنایی: افراد دچار خلاء وجودی، معمولاً احساس میکنند زندگیشان بیهدف است و هیچ معنای حقیقی ندارد. این حالت با یک «خستگی روانی» یا «یأس وجودی» همراه است که میتواند به افسردگی مزمن منجر شود.
۲. احساس بیهدفی و سردرگمی: فرد نمیداند برای چه زندگی میکند یا چرا باید تلاش کند. فرد انگیزه کافی برای ادامه فعالیتهای روزمره و تصمیمگیریهای مهم زندگی را ندارد و از نشانههای رایج خلاء وجودی از نگاه فرانکل محسوب میشود.
تفاوت پوچی زندگی و خلأ وجودی
۳. احساس تنهایی عمیق و بیگانگی: نوعی انزوا از خود و دیگران احساس میشود؛ حتی در جمع ممکن است حس تنهایی و جدا افتادگی وجود داشته باشد. اریک فروم روانشناس برجسته این حالت را «بیگانگی از خود» و «بیگانگی اجتماعی» توصیف میکند که در انسان مدرن شایع است. حتی در شرایط رفاه مادی، افراد دچار حس بیمعنایی و افسردگی میشوند.
اریک فروم نیز در کتاب «گریز از آزادی» اشاره میکند که انسان مدرن، با وجود آزادیهای ظاهری، دچار انزوا و بیگانگی از خود شده است. این بیگانگی میتواند به صورت اضطراب، اندوه بیدلیل یا نارضایتی پنهان ظاهر شود.
اضطراب وجودی در روانشناسی اگزیستانسیال
۴. اضطراب وجودی: تجربه اضطراب مبهم و فراگیر، بدون علت مشخص، که ناشی از مواجهه با موضوعاتی مانند مرگ، آزادی، مسئولیت و پوچی است. یالوم باور دارد این اضطراب معمولاً با عدم اطمینان به آینده همراه است.
۵. حساسیت به فشارهای اجتماعی و هنجارهای بیرونی: اریک فروم باور داشت این افراد ممکن است به دنبال هنجارهای بیرونی و تأیید دیگران باشند تا خلأ درونی خود را پر کنند، اما این تلاشها موفقیتآمیز نیستند.
۶. پناه بردن به رفتارهای فرارگونه:شولتز و هارتمن در سال ۲۰۱۴ اشاره کردهاند که افراد به رفتارهای اعتیادی پناه میبرند چون باعث آرامش موقت آنان میشود. اعتیاد به کار (Workaholism)، اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد به رسانه و مصرف بیش از حد تکنولوژی، از رفتارهای معمولی است که برای فرار از خلأ درونی بهکار میرود.
تکنولوژی و زندگی دیجیتال، با پر کردن همهی لحظات ما، امکان خلوت و تأمل را از ما گرفتهاند. آنها در مطالعات خود نشان دادهاند که مصرف بیشازحد رسانه میتواند توانایی انسان را برای دروننگری کاهش دهد، و این مانع از درک کمبودهای روانی میشود.
راههای درمان خلأ وجودی با معنا درمانی
چرا این نشانهها مهماند؟
تشخیص این علائم به ما کمک میکند بفهمیم که احساسات منفی ما صرفاً تصادفی یا موقت نیستند، بلکه ریشه در خلأ معنا و فقدان هدف دارند. این شناخت اولین قدم برای شروع جستجوی معنا و راهحلهای روان درمانی و مسیر شفا در برابر پوچی زندگی است.
پیمان رحیمی نژاد
روانشناس و پژوهشگر روانشناسی مثبت اگزیستانسیال
منابع:
• Frankl, V. E. (1959). Man’s Search for Meaning
• Fromm, E. (1941). Escape from Freedom
• Kabat-Zinn, J. (2003). Mindfulness-Based Interventions in Context
• Schulz, W., & Hartmann, T. (2014). Media Use and Self-Reflection


















