۹ اردیبهشت، گرامیداشت روز روانشناس و مشاور

رویدادها
۱ دیدگاه

مهر می ورزیم پس هستیم !

به بهانه نهم اردی‌بهشت گرامیداشت روز روانشناس و مشاور

روان درمانی، رابطه‌ای عاطفی، اندیشه محور و حقیقی است که برای هر کس منحصر به فرد تجربه می‌شود.

همان طور که دو انسان همانند، یافت نمی‌شود پس می‌توان نتیجه گرفت که برای هر انسانی نسخه‌ای مجزا می‌توان برای رنج‌ها و دردها و راز و رمزهایش کشف کرد.

باید بپذیریم در ساحت انسانی، درک شدن، در هر ارتباطی شفا بخش است. برای همین تبتی ها، عشق را معادل «درک کردن» می دانند.

برای هر انسانی لحظاتی پیش آمده است که قدرت تشخیص آن‌چه در درونش می‌گذرد را نداشته‌ باشد. احساس سردرگمی کند.

چرا که زندگی سراسر گمشدگی است، ما دچار سرگیجه ای بی پایان در این جهان هستیم، یک نامختومیت محض و هیچ راه فراری نداریم جز گشودگی.

همین سرگیجه ها و تلاش برای رمزگشایی از آنهاست که زندگی را معنا می‌بخشد و شاید مرگ، نوعی پیدا شدن تعبیر شود.

درست در میان همین آشفتگی‌ها و سردرگمی‌ها، همین لحظه است که وجود یک «دیگری» میتواند شفابخش باشد، چراکه ما قادر به تشخیص آن‌چه در درونِ‌مان‌ می‌گذرد نیستیم.

درمانگر با مهرورزی عمیق، ما را به دروازه های شفایافتگی دعوت می‌کند. برای شفا یافتن، باید حقایقی که از آنها فرار می‌کنیم و احساساتی که نادیده می‌گیریم و امیال و افکاری را که انکار میکنیم را بپذیریم.

پذیرش خویشتن، یعنی کشف کنیم چه کسی هستیم، با همه تاریکی ها و ر‌‌وشنی های‌مان. کار ساده ای نیست و تنها با مهرورزیدن انسانی میتوان با آن مواجه شد.

درمانگر، آینه‌ای است برای تجربه دوباره خود در چارچوب مسیری ابرآلود که هم پیداست و هم ناپیدا و از همین جا میتوان سختی و پیچیدگی این کار را فهمید.

درمانگری که مدام و عمیق به خودش و جهان درونش گوش داده باشد میتواند به درمانجویش عمیق گوش دهد.

او تلاش میکند احساس ما را به ما برگرداند، رابطه های فراموش شده با خودمان را از نو بسازد، برای دردها و رنج‌ها‌یی که داریم با همدلی، معنایی بسازد و بعد با حضور قاطع بی تخفیفش در جهان ما، آن را برایِ‌مان به کلماتی قابل فهم و موجز تبدیل ‌کند تا با زبانی نو و ترجمه ای سلیس، به صدای درون‌مان گوش دهیم.

درمانگر و درمانجو، تنها با حضور مهرورزانه، میتوانند پا در مسیر کشف حقیقت وجود جهان و دیگری بگذارند چرا که ما در عشق، ارزش درونی دیگری را در تمامیت انسانی، درک و دریافت میکنیم.

روانشناسی و روان درمانی به ما درباره آهسته دیدن و چشیدن لحظه‌ها حتا اگر تلخ باشد و آهسته کردن پدیده ها حرف میزند تا بتوانیم دیدن و درک کردن و فهمیدن را از نو و هشیارانه آغاز کنیم و در دل این فرصت‌های خردورزی و دانایی، بتوانیم کامل‌تر خود را بشناسیم، با دیگران به صورت عمیق تری ارتباط برقرار کنیم و زندگی را با همخوانی بیشتری زیست کنیم.

روز مشاور و روانشناس را به همه اساتید، پیشکسوتان، تلاش‌گران جامعه روانشناسی، درمانگران زبده و حرفه ای و علاقه مندان این حوزه مخصوصا به درمان‌جویان و مراجعین که خالق ما هستند تبریک عرض میکنم.

این کلام فریدون مشیری عزیز هم شاهدی است بر آنچه در جهان روانشناسی اتفاق می‌افتد:

جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز است،

جنگل شب تا سحر، تن شسته در باران،

خیال انگیز !

ما، به قدر جام چشمان خود، از افسون این خمخانه

سرمستیم

در من این احساس :

مهر می ورزیم،

پس هستیم.

در نشر آگاهی سهیم باشیم.

این مطلب رو با دوستانتان همرسانی کنید:

مطالب پیشنهادی

۱ دیدگاه. دیدگاهی بنویسید!

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

مهر می ورزیم پس هستیم !

به بهانه نهم اردی‌بهشت گرامیداشت روز روانشناس و مشاور

روان درمانی، رابطه‌ای عاطفی، اندیشه محور و حقیقی است که برای هر کس منحصر به فرد تجربه می‌شود.

همان طور که دو انسان همانند، یافت نمی‌شود پس می‌توان نتیجه گرفت که برای هر انسانی نسخه‌ای مجزا می‌توان برای رنج‌ها و دردها و راز و رمزهایش کشف کرد.

باید بپذیریم در ساحت انسانی، درک شدن، در هر ارتباطی شفا بخش است. برای همین تبتی ها، عشق را معادل «درک کردن» می دانند.

برای هر انسانی لحظاتی پیش آمده است که قدرت تشخیص آن‌چه در درونش می‌گذرد را نداشته‌ باشد. احساس سردرگمی کند.

چرا که زندگی سراسر گمشدگی است، ما دچار سرگیجه ای بی پایان در این جهان هستیم، یک نامختومیت محض و هیچ راه فراری نداریم جز گشودگی.

همین سرگیجه ها و تلاش برای رمزگشایی از آنهاست که زندگی را معنا می‌بخشد و شاید مرگ، نوعی پیدا شدن تعبیر شود.

درست در میان همین آشفتگی‌ها و سردرگمی‌ها، همین لحظه است که وجود یک «دیگری» میتواند شفابخش باشد، چراکه ما قادر به تشخیص آن‌چه در درونِ‌مان‌ می‌گذرد نیستیم.

درمانگر با مهرورزی عمیق، ما را به دروازه های شفایافتگی دعوت می‌کند. برای شفا یافتن، باید حقایقی که از آنها فرار می‌کنیم و احساساتی که نادیده می‌گیریم و امیال و افکاری را که انکار میکنیم را بپذیریم.

پذیرش خویشتن، یعنی کشف کنیم چه کسی هستیم، با همه تاریکی ها و ر‌‌وشنی های‌مان. کار ساده ای نیست و تنها با مهرورزیدن انسانی میتوان با آن مواجه شد.

درمانگر، آینه‌ای است برای تجربه دوباره خود در چارچوب مسیری ابرآلود که هم پیداست و هم ناپیدا و از همین جا میتوان سختی و پیچیدگی این کار را فهمید.

درمانگری که مدام و عمیق به خودش و جهان درونش گوش داده باشد میتواند به درمانجویش عمیق گوش دهد.

او تلاش میکند احساس ما را به ما برگرداند، رابطه های فراموش شده با خودمان را از نو بسازد، برای دردها و رنج‌ها‌یی که داریم با همدلی، معنایی بسازد و بعد با حضور قاطع بی تخفیفش در جهان ما، آن را برایِ‌مان به کلماتی قابل فهم و موجز تبدیل ‌کند تا با زبانی نو و ترجمه ای سلیس، به صدای درون‌مان گوش دهیم.

درمانگر و درمانجو، تنها با حضور مهرورزانه، میتوانند پا در مسیر کشف حقیقت وجود جهان و دیگری بگذارند چرا که ما در عشق، ارزش درونی دیگری را در تمامیت انسانی، درک و دریافت میکنیم.

روانشناسی و روان درمانی به ما درباره آهسته دیدن و چشیدن لحظه‌ها حتا اگر تلخ باشد و آهسته کردن پدیده ها حرف میزند تا بتوانیم دیدن و درک کردن و فهمیدن را از نو و هشیارانه آغاز کنیم و در دل این فرصت‌های خردورزی و دانایی، بتوانیم کامل‌تر خود را بشناسیم، با دیگران به صورت عمیق تری ارتباط برقرار کنیم و زندگی را با همخوانی بیشتری زیست کنیم.

روز مشاور و روانشناس را به همه اساتید، پیشکسوتان، تلاش‌گران جامعه روانشناسی، درمانگران زبده و حرفه ای و علاقه مندان این حوزه مخصوصا به درمان‌جویان و مراجعین که خالق ما هستند تبریک عرض میکنم.

این کلام فریدون مشیری عزیز هم شاهدی است بر آنچه در جهان روانشناسی اتفاق می‌افتد:

جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز است،

جنگل شب تا سحر، تن شسته در باران،

خیال انگیز !

ما، به قدر جام چشمان خود، از افسون این خمخانه

سرمستیم

در من این احساس :

مهر می ورزیم،

پس هستیم.

در نشر آگاهی سهیم باشیم.

این مطلب رو با دوستانتان همرسانی کنید:

مطالب پیشنهادی

۱ دیدگاه. دیدگاهی بنویسید!

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.